مرتضى راوندى
84
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نرشخى مىنويسد كه در زمان سامانيان قيمت « يك جفت » زمين در حوالى بخارا چهار هزار درهم بود در حالىكه در قرن ششم ، ارزش آن از ميان رفته بود ، و به علت غلبهء هرجومرج و يا به قول صاحب تاريخ بخارا ، بسبب ظلم و بىشفقتى بر رعيت ، كسى زمين را برايگان نمىخريد . « 1 » به نظر لمتون ، در قرن پنجم ، اخذ ماليات به دست سپاهيان افتاده بود ، و آنان به نام « مقطع » مالياتى را كه بايد عايد خزانهء مملكت شود ، مىخوردند و علاقهء دائمى به زمين نداشتند . آنچه بيشتر مورد توجه آنان بود اين بود كه در كوتاهترين مدت ، از زمينى كه موقتا در تصرف داشتند حداكثر فايده را برگيرند ، و اين وضع سبب ايجاد مسائل بالنسبه مهم سياسى و اقتصادى شده بود . » « 2 » اى برتلس ، وضع عمومى كشاورزان را از قرن چهارم هجرى به بعد ، چنين تصوير مىكند : « با وجود گروه انبوه بردگان كوچنشين ترك ، كه از دشتهاى آسياى ميانه آمده بودند ، و همچنين بردگانى كه در نتيجهء لشكركشيها به كشورهاى همسايه ( بويژه هندوستان ) بر روى كار آمده بودند ، در روزگارى كه مورد بحث است ، برده داراى نقش اساسى در رشتههاى توليد ، يعنى در اقتصاد روستايى نداشت ، و كشاورزان ، طبقهء عمدهاى بودند كه از آنها بهرهبردارى مىشد . سيستم خراج ، چون بار سنگينى بر دوش مردم افتاده بود . در طول قرن هشتم تا يازدهم [ ميلادى ] روستاييان زمينهاى خود را از دست داده و به اقسام مختلف بردگى ، گردن نهاده بودند . تسليم سند تعهد از طرف كشاورزان به مأمور جمعآورى خراج ، سپردن زمين خود به حمايت اقويا ( تلجيئات ) و بالاخره از دست دادن حق مالكيت بر زمين و تبديل شدن آنها به سهم دارائى كه فقط صاحب بذر و احشام و ابزار كشاورزى و گاهى استثنائا نيروى كارگرى بودند ، اينهمه موجباتى بود كه در عهدى كه مورد مطالعه است ، مالكيت اشراف را بر وسايل توليد و وابستگى كشاورز را به ارباب پديد آورد . » آ . يو . ياكوبوفسكى ، ضمن بحث از وضع اجتماعى خراسان و ماوراء النهر در قرن يازدهم ، اجارهء سهام كشاورزان و خراج را مهمترين وسيلهء درآوردن محصول اضافى از دست روستاييان در اراضى سلطانى و زمينهاى اشراف بزرگ مىداند . كشاورزان علاوه بر پرداخت اقسام ماليات و عوارض طاقتفرسا ، بايستى در احداث قنوات ، ايجاد راهها و غيره نيز شركت نمايند . اين نوع كار يا بيگارى براى اشراف ، در مآخذ قديمه « حشر » ناميده مىشود . اگرچه اين قبيل كارها رواج داشت ، با اينهمه در قرن يازدهم ، بيگارى عمده در خراسان بوجود نيامده و مالكيت عمدهء اشرافى با برزگرى و كشاورزى جزء روستايى ، توأم بود . قسمتى از روستاييان خراسان ، در قرن يازدهم ميلادى [ پنجم هجرى ] بويژه در نواحى شرقى آن ، هنوز رعيت بودند و اسير صرف اشراف نشده بودند ، و اگرچه بار گران ماليات و عوارض گوناگون بر دوش آنها افتاده بود ، هنوز آزادى شخصى خود را حفظ كرده بودند . اشارات فراوان مآخذ قرن دهم و يازدهم [ ميلادى ] بر اينكه روستائيان اين نواحى
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ بخارا ، پيشين . ص 44 - 43 . ( 2 ) . ر ك : مالك و زارع در ايران ، پيشين . ص 120 .